خرید کفش دویدن از دیجی کالا
anatomyاستقامتمبتدیان

9 ویژگی آناتومی که ثابت می‌کند انسان‌ها برای دویدن متولد شده‌اند | دلایل کاملا علمی 🔬

نمودار تبدیل سرعت مسابقات استقامت دویدن
دکتر محمد آلی

بررسی علمی توسط: دکتر محمد آلی (دکترای فیزیولوژی)

انسان‌ها شاید سریعترین و قویترین موجودات در جهان نباشند اما توانایی ما برای دویدن کیلومترها و کیومترها دویدن یک ویژگی منحصربفردی است که به ما برخی مزایای رقابتی در بعضی شرایط قبل از تاریخ (دوره شکارچی‌بودن انسان) داده است.

شاید جزو افرادی باشید که احساس کنند برای دویدن متولد نشده‌اند اما تحقیقات نشان می‌دهند که انسان‌ها برای تبدیل‌شدن به دونده‌های طبیعی در طول میلیون‌ها سال تکامل پیدا کرده‌اند. اگر شما هم این شکلی فکر می‌کنید (که برای دویدن خلق نشده‌اید) این مطلب برای شماست. در مطلب پیش رو به 9 ویژگی جسمانی آناتومی انسان‌ها اشاره خواهیم کرد که ثابت می‌کنند ما انسان‌ها برای دویدن خلق شده و تکامل پیدا کرده‌ایم. با دویدن عشق است همراه باشید.

انسان ها برای دویدن متولد شده اند

1.پنجه‌های قوی کوتاه

در مقایسه با تمام نخستی‌های دیگر، انسان‌ها پنجه پای فوق‌العاده کوتاهی دارند.

پنجه‌های کوتاه‌تر اهرم بهتری ایجاد می‌کنند و به ما اجازه می‌دهند تا نیروهای قابل توجه و برداشتن پای از زمین خیلی قویتری در دویدن در سرعت‌های بالا ایجاد کنیم که باعث کارایی شگفت‌انگیر در حین دویدن به خصوص دویدن استقامتی می‌شود.

انگشتان کوتاه‌تر همچنین به ما امکان می‌دهند از مزایای شماره ۲، ۳ و ۴ بهره‌مند شویم.

انسان ها برای دویدن متولد شده اند

2.مکانیسم پیچشی

کف هر پای ما از یک شبکه پیچیده و باورنکردنی از اعصاب، عضلات، تاندون‌ها و فاسیا و رباط‌های زیاد تشکیل شده است. همه این اجزا در یک غلاف ضخیم بافت فاسیا که پلنتار فاسیا نامیده می‌شود محصور شده‌اند که نقش حیاتی در چرخه یا لگوی دویدن ایفا می‌کند.

همان‌طور که ما از تماس پا (فرود) به برداشتن پنجه می‌رویم، مفصل انگشت بزرگ به دورسی‌فلکشن می‌رود، در حین اینکه این کار انجام می‌شود پلنتار فاسیا کشیده می‌شود و قوس پا را در موقعیت خود قفل می‌کند تا به ایجاد یک پای سفت و محکم کمک کند. این باعث سفتی پا می‌شود و یک شکل انرژی ارتجاعی رایگان (بدون نیاز به انرژی) تقریباً 15٪ را فراهم می‌‌آورد (منبع: کتاب‌های علم دویدن مصور و علم دویدن اوون اندرسون).

از طریق این مکانیسم پیچشی است که پا می‌تواند هم مانند یک دستگاه نیرو محرکه محکم عمل کرده و هم مانند یک دستگاه جذب‌کننده منعطف به جلو و عقب رفته و فقط در کسری از ثانیه طی چرخه دویدن عمل کند.

حرکات ایزومتریک ساق برای آشیل‌ها و مشکلات ساق عالی هستند اما آنها همچنین برای تقویت عضلات درونی پا که به بهبود ساختار قوس و بهبود مکانیسم پیچشی نیز کمک می‌کنند نقش دارند.

3.مجموعه ساق-آشیل

اگر یک دلیل برای تغییر فرود از پاشنه به میانه پا در حین دویدن باشد، اندازه عضلات ساق‌های ما است.

با دویدن و فرود روی میانه پا، عضلات کارآمد و قوی ساق‌های ما می‌توانند به شکل اکسنتریک نیروی ناشی از فرود را جذب کنند، وقتی ما پیاده راه می‌رویم  یا روی پاشنه فرود را انجام می‌دهیم، این نیروهای به بالای بدن به زانوها و پایین پا درشت‌نئی پیشین (عضله کوچکی در جلو ساق) اعمال می‌شوند در حالی که این ساختارها در بیشتر افراد نمی‌توانند به خوبی نیروی ناشی از فرود را مدیریت کنند.

به اضافه اینکه، شما همه انرژی ارتجاعی و رایگانی که می‌توانید به شکل بالقوه‌ای از آشیل تاندون دریافت کنید را از دست خواهید داد.

آشیل تاندون، قویترین و ضخیم‌ترین تاندون بدن انسان است. که برای دوهای سرعت بالا و نیروهای بالا و استقامت طاقت‌فرسا ساخته شده است، دویدن روی سینه پا یا میانه پا می‌تواند مزیت استفاده از نیروی ارتجاعی برگشتی تا 35 درصد از نیروهای ناشی از برخورد پا با زمین را در مرحله کوتاه‌شدگی کشش آشیل فراهم بیاورد.

انسان ها برای دویدن متولد شده اند

4.سرینی‌های قدرتمند بزرگ

ماکسیموس سرینی یا سرینی بزرگ، بزرگ‌ترین عضله بدن است و به دلیل موقعیتی که دارد، به شکل عالی برای دویدن بیشتر از هر فعالیت دیگری تکامل پیدا کرده است.

وقتی بحث فعال‌سازی سرینی به میان می‌آید، هیچ فعالیتی نمی‌تواند بیشتر از دو سرعتی باعث فعال‌سازی سرینی شود و هرچقدر شما سریعتر بدوید این عضلات سخت‌تر کار می‌کنند. عضلات سرینی در اکستنشن لگن یا بردن پا به عقب و تثبیت لگن برای پیشگیری از افتادگی لگن طی مرحله اتکا نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند.

انسان ها برای دویدن متولد شده اند

5. فیبرهای عضلانی کند انقباض

هر عضله در بدن ما از ترکیبی از موتورهای حرکتی بزرگتر، سریعتر و کوچکتر، آهسته‌تر ساخته شده، هر عضله یک نسبت متفاوتی از این موتورهای حرکتی (فیبرهای عضلانی) را دارد ( برای مثال موتورهای حرکتی پشتی در کمر نسبت بیشتری از فیبرهای کندانقباض را در مقایسه با عضلات سرینی و چهارسرران دارند) و هر فردی نسبت منحصربفرد خود را با توجه به ژنتیک و تاریخچه تمرینی خود دارد.

در مقایسه با بقیه پستانداران بزرگ، انسان‌ها در انتهای طیف آهسته هستند. وقتی بحث بالاترین سرعت و توان انفجاری به میان می‌آید انسان‌ها حرفی ندارند.

پس سوال این است که ما چطور توانستیم در جهانی که چیتاها، خرس‌ها، شیرها و ببرهای دندان خنجری وجود داشته‌اند، زنده بمانیم؟

چندین فرضیه برای جواب به این سوال وجود دارند اما یکی جالب‌تر است ( اگرچه هنوز اعتبار همه این فرضیه‌ها در حال بحث است ) ایده این است که شکار مداوم، پیشنهاد می‌کند انسان‌ها با دنبال‌کردن حیوانات وحشی (مانند گوزن، گراز و دیگر حیوانات) آنها را با خستگی طی دویدن دوهای طولانی شکار می‌کردند. البته که این نظریه تا حدی میتواند منطقی باشد. چون میلیون‌ها سال پیش قبل از اینکه انسان‌ها سلاحی برای شکار اختراع کنند تنها روشی (قبل از اختراع ابزار شکار) که میتوانستند برای شکار استفاده کنند، دویدن بود.

استراتژی «شکار مداوم» (Persistence Hunting) چگونه بود؟

پیش از اختراع تیر و کمان یا نیزه‌های پیشرفته، انسان راست‌قامت (Homo erectus) چگونه حیواناتی مثل غزال که بسیار سریع‌تر از او بودند را شکار می‌کرد. پاسخ: آن‌ها را از فرط گرمازدگی به کشتن می‌دادند!

مراحل این شکار که هنوز هم توسط قبیله «سان» در بیابان کالاهاری آفریقا انجام می‌شود، به این صورت است:

  1. انتخاب طعمه: شکارچیان یک حیوان (معمولاً یک کل یالدار بزرگ یا غزال) را برای شکار انتخاب می‌کرند.
  2. شروع تعقیب و گریز: انسان‌ها با سرعت ملایم (دویدن استقامتی) حیوان را تعقیب می‌کردند. حیوان که بسیار سریع‌تر بود، فوراً فرار می‌کرد و از دید خارج می‌شد.
  3. ردیابی بدون توقف: حیوان پس از چند کیلومتر دویدن، توقف می‌کرد تا در سایه استراحت کند و بدن خود را خنک کند. اما انسان‌ها با استفاده از مهارت ردیابی، فوراً به او می‌رسیدند و اجازه استراحت نمی‌دادند. حیوان مجبور می‌شد دوباره با وحشت بدود.
  4. تسلیم در برابر گرما: این چرخه تعقیب بدون توقف بین ۲ تا ۵ ساعت ادامه می‌یافت. از آنجا که حیوان چهارپا نمی‌توانست هم‌زمان بدود و بدنش را خنک کند (برخلاف انسان‌ها)، دمای بدنش به شدت بالا می‌رفت (بیش از ۴۲ درجه).
  5. پایان شکار: در نهایت، سیستم خنک‌کنندگی و سایر سیستم‌های بدنی حیوان از کار می‌افتاد، و از فرط خستگی و گرمازدگی روی زمین می‌افتاد. در این لحظه، انسان که به راحتی عرق کرده و خنک مانده بود، به حیوان می‌رسید و بدون خطر او را شکار می‌کرد.

بنابراین، دویدن برای اجداد ما یک ورزش یا تفریح نبود؛ بلکه تنها راه دستیابی به گوشت و پروتئین بالا برای رشد مغز بزرگشان در دشت‌های آفریقا بود.

هنوز اعتبار

6.تنفس مستقل

وقتی چیتاها می‌دوند، کل بدن مانند یک پمپ عمل میکند که روی دیافراگم کشیده شده و فشرده میشود و قفسه سینه هوا را وارد شش‌ها کرده و خارج می‌کند. این یک بخش بزرگی از این دلیل است که چرا چیتاها استقامت ندارند.

انسان برخلاف آنها، می‌توانند با یک سرعت کاملا مستقل از سرعت دویدن نفس بکشند، این به ما اجازه می‌دهد تا یک مصرف اکسیژن پایدار را بدون تهیه بیش از حد حفظ کنیم. این به شکل چشمگیری باعث افزایش ظرفیت هوازی ما شده و به ما اجازه می‌دهد تا در بازه‌های متفاوت سرعتی پیاده‌روی کرده، بدویم یا سرعتی بدویم.

فعال‌سازی، کنترل و قدرت مرکز بدن نیز بخشی بزرگی از بهره‌وری دویدن ما انسان‌ها است.

7.رباط گردنی

فواید زیادی برای صاف ایستادن وجود دارند، این وضعیت به بازوها کمک می‌کند تا وسایل را حمل کنند، همچنین میتوانیم مسافت بیشتری را ببینیم و بودن روی دو پا باعث می‌شود که دویدن مسافت بلند کارآمدتر شود.

نقطه ضعف این وضعیت بدنی صاف و ایستاده‌تر این است که ما نیاز بیشتری به کنترل وضعیت بدنی و ثبات داریم به ویژه برای حفظ ثابت نگهداشتن سرهای بزرگ.

رباط موجود در گردن به اسم رباط پس گردنی، ساختاری است که یک حمایت غیرفعال و ثبات را برای سر و گردن فراهم می‌آورد. به نظر می‌رسد این رباط یک ویژگی استاندارد باشد اما انسان‌ها تنها نخستی‌هایی هستند که این رباط را دارند و با اینکه دام‌ها و سگ‌ها این رباط را دارند اما گربه‌ها ندارند.

شما همچنین می‌توانید حمایت فعال را برای بالاتنه و گردن با تثبیت وضعیت بدنی توراسیک بهبود بخشید.

8 تعریق و بدن‌های بدون مو

توانايی کنترل بسیار خوب و تنظیم دمایی از راه خنک‌کنندگی تبخیری مستقیم از پوست (بزرگ‌ترین ارگان بدن ما) به انسان‌ها یک مزیت استقامتی را در قلمرو حیوانات بخشیده است.

گرمای بیش از حد یک محدودکننده بزرگ برای خروجی ورزش است بنابراین قادربودن به خنک‌کردن بدن بدون نیاز به تغییر سرعت تنفسی (نفس‌نفس زدن) به معنی این است که انسان‌ها می‌توانند همچنان بدوند و بدوند و بدوند.

یک نقطه ضعف تعریق این شکلی کم‌آبی و از دست‌دادن الکترولیت است: که با برخی نکات هیدراتاسیون حین دویدن میتوان خطر این مورد را کاهش داد.

توانایی خنک‌کردن و تعریق در حین فعالیت بدنی یکی از مواردی است که باعث شده است انسان‌های اولیه بتوانند بدون توقف حیوانات را دنبال کرده و بعد از خسته‌شدن آنها را شکار کنند. هیچ موجودی مانند انسان چنین سیستم کارآمد تنظیم دمای بدن و تعریقی را ندارد.

9. نشئگی دویدن

اگرچه بعضی از افراد ممکن است با رسیدن به سطح خاصی از مهارت تکنیکی یا آمادگی جسمانی احساس متفاوتی داشته باشند اما هیچ چیزی بیشتر از یک دو طولانی یا دوهای سرعتی نمی‌تواند لذت‌بخش و رضایت‌بخش باشد.

این حس مثبت می‌تواند به اندورفین ربط داشته باشد. این هورمون‌ها (اندورفین یک گروه هرمونی است نه یک هورمون) یک احساسی از شور و اشتیاق تولید می‌کنند که درد را کاهش می‌دهند. البته دلیل اصلی سرخوشی دوهای طولانی (یا فعالیت‌های استقامتی بلندمدت مانند شنا یا دوچرخه‌سواری) افزایش تولید اندوکانابینوئیدها در بدن هستند که میتوانند حس و حال دونده را مانند داروهای مخدر (اما به شکلی سالم) بهبود بخشند، چون همان گیرنده‌ها در بدن تحریک میشوند.

از دیدگاه بقا، عاقلانه به نظر می‌رسد که ما با انجام کار زیاد و شکار و جمع‌آوری غذا پاداش دریافت کنیم.

چه ارتباطی بین بزرگ شدن مغز انسان و توانایی دویدن استقامتی وجود دارد؟

ارتباط میان بزرگ شدن مغز انسان، توانایی دویدن استقامتی و خوردن گوشت پخته شده، یکی از جذاب‌ترین و کلیدی‌ترین مباحث در تکامل بشر است. این سه پدیده مانند یک زنجیره به هم متصل هستند که چرخه تکامل انسان را دگرگون کردند.

مغز انسان یک اندام بسیار پرمصرف است و حدود ۲۰ درصد از کل انرژی بدن را مصرف می‌کند. این مثلث تکاملی توضیح می‌دهد که چطور انرژی لازم برای این مغز بزرگ تأمین شد: [1, 2, 3]

1. دویدن استقامتی و باکیفیت‌ترین سوخت برای بدن

پیش از آنکه انسان گوشت‌خوار شود، اجداد ما مثل شامپانزه‌ها عمدتاً گیاه‌خوار بودند و مغز کوچکی داشتند. گیاهان وحشی کالری کمی دارند و هضم سلولوز آن‌ها انرژی زیادی می‌گیرد.
با تغییر اقلیم آفریقا و پدیدآمدن دشت‌ها، انسان با تکیه بر ویژگی‌های آناتومیک خود (که در این مقاله به آن اشاره شده است) دویدن استقامتی و شکار مداوم را آغاز کرد. این توانایی به انسان اجازه داد تا به منبع جدیدی از انرژی دست یابد: گوشت و چربی حیوانات. گوشت حاوی پروتئین بالا، چربی‌های ضروری و ویتامین‌هایی (مثل B3) بود که برای رشد بافت‌های عصبی مغز حیاتی بودند. [1, 2, 3, 4, 5]

۲. گوشت پخته شده: انقلاب حرارتی و فرضیه پخت‌وپز

پیدایش گوشت در رژیم غذایی گام اول بود، اما بر اساس تئوری مشهور دانشمند دانشگاه هاروارد، ریچارد رانگهام در کتاب معروفش Catching Fire، کشف آتش و پختن غذا عامل اصلی جهش بزرگ مغز بود. [1, 2]

خوردن گوشت و گیاهان به صورت خام، انرژی زیادی برای جویدن و هضم نیاز دارد (شامپانزه‌ها روزانه تا ۶ ساعت را صرف جویدن می‌کنند). اما پختن غذا تغییرات شگرفی مانند موارد زیر ایجاد کرد: [1, 2, 3]

  • هضم آسان‌تر و جذب کالری بیشتر: حرارت آتش بافت‌های پروتئینی گوشت و نشاسته گیاهان را می‌شکند. این کار باعث می‌شود مواد مغذی بسیار سریع‌تر و با صرف انرژی بسیار کمتری در روده جذب شوند.
  • کاهش زمان جویدن: پختن غذا، زمان جویدن را از چند ساعت در روز به کمتر از یک ساعت کاهش داد و انرژی آزاد شده به سمت مغز هدایت شد.

۳. فرضیه بافت گران‌بها

این فرضیه علمی نشان می‌دهد که در بدن موجودات زنده، اندازه دستگاه گوارش (روده و معده) و اندازه مغز با هم رابطه عکس دارند؛ زیرا هر دو اندام‌هایی بسیار پرمصرف (گران‌بها) از نظر انرژی هستند. [1, 2]

وقتی انسان شروع به خوردن گوشت پخته شده کرد، دستگاه گوارش دیگر نیازی به هضم حجم زیادی از گیاهان خام و فیبرهای سخت نداشت. در نتیجه:

  1. کوچک شدن روده: حجم روده‌ها و معده انسان در طول تکامل به شدت کوچک و بهینه شد.
  2. بزرگ شدن مغز: انرژی عظیمی که قبلاً صرف هضم غذاهای سخت در روده‌های بزرگ می‌شد، حالا آزاد شده بود. تکامل این انرژی مازاد را به سمت جمجمه هدایت کرد و باعث شد مغز انسان طی ۲ میلیون سال، نزدیک به ۳ برابر بزرگ‌تر شود. [1, 2, 3, 4]

خلاصه این زنجیره تکاملی:

«دویدن استقامتی» امکان شکار حیوانات و تامین گوشت را فراهم کرد «کشف آتش و پختن»، هضم گوشت را آسان و انرژی و کالری زیادی برای انسان به ارمغان آورد. «کوچک شدن دستگاه گوارش» در طی این دو میلیون سال اتفاق افتاد و انرژی مازاد، سوخت لازم برای «بزرگ شدن مغز» انسان را تأمین کرد.

جمع‌بندی پایانی از هر انسانی برای دویدن متولد شده است

چیزی که مشخص است این است که آناتومی بدن ما انسان‌ها برای دویدن تکامل پیدا کرده است. اما تغیر سبک زندگی در چند قرن گذشته و البته به خصوص بعد از اینکه انسان‌ها شروع به کشاوری و یکجا‌نشینی کردند، این ویژگی کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شده است.

با اینحال هم اکنون وقتی داده‌های قهرمانی‌های دنیا را بررسی می‌کنیم، تقریبا بیشتر رویدادهای نیمه-استقامت و استقامتی در دستان دونده‌های آفریقایی هستند که از بچگی بنا به دلایل محیطی (دویدن تا مدرسه و ….) دویدن جز ثابت زندگی‌شان شده است و همین امر هم یکی از دلایل اصلی است که باعث می‌شود یک پایه بسیار قوی برای دوهای استقامتی در سنین بالاتر داشته باشند و مدال‌ها را درو کنند.

از طرفی دیگر قبایلی هنوز در جهان وجود دارند که هنوز هم با دویدن شکار را بعد از هدف‌ قراردادن با تیروکمان دنبال می‌کنند تا آنها را بعدا از خستگی و زمانی که نای دویدن ندارند به دام بیندازند و سرآمد همه آنها قبیله تاراهومارا است که از بزرگ و کوچک مسافت‌های بسیار بسیار بالا را با درصد آسیب پایین می‌دوند (البته ترکش‌های سبک زندگی مدرن کم‌کم بر مردم این نواحی نیز در حال تاثیر گذاشتن بوده و باعث می‌شود در آینده آنچنان دویدن در آنجا رونق نداشته باشد).

نتیجه‌گیری که از این مطالب باید داشته باشیم این است که ما انسان‌ها اصولا برای دویدن متولد شده‌ایم اما دلایلی که باعث می‌شود افرادی که فکر می‌کنند دویدن برای آنها مناسب نیست این است که به نکات شروع دویدن، اصول تمرین، ریکاوری صحیح، سبک زندگی سالم (خواب شبانه کامل، تغذیه کامل، زندگی کم-استرس و …) عمل نمی‌کنند. در غیر اینصورت اگر به نکات عمل کنید مطمئن باشید بعد از مدتی احساسی که از انجام‌دادن این رشته ورزشی پید می‌کنید را از هیچ فعالیت دیگری نمی‌توانید بدست بیاورید.

چرا دویدن به شما احساسی شگفت‌انگیز و متفاوت از همه رشته‌های دیگر می‌دهد؟

منبع
coreadvantage

سیروان آلی

من سیروان آلی هستم، تولیدکننده محتوا و مترجم تخصصی در حوزه‌ علم دویدن. بیش از ده ساله که به آموزش و راهنمایی دونده‌ها در سطوح مختلف — از مبتدی تا دونده‌های استقامت حرفه‌ای — مشغولم. در این مدت، بیش از 5 هزار مقاله و محتوای آموزشی درباره‌ی دویدن، فرم صحیح بدن، تمرین، تغذیه و پیشگیری از مصدومیت و ..... در وبسایت، اینستاگرام و تلگرام منتشر کرده‌ام و هدفم همیشه این بوده که دانش علمی دویدن را به زبان ساده و کاربردی در اختیار همه قرار دهم. من تا امروز 7 کتاب تخصصی در حوزه‌ی دویدن را ترجمه کرده‌ام: علم دویدن نوشته‌ی اوون اندرسون، علم دویدن مصور، آموزش دویدن و ماراتن، من از دویدن متنفرم، فرم دویدن و راهنمای مصدومیت، کتابچه 52 تمرین. دویدن برای من فقط یک ورزش نیست؛ یک عشق است. باور دارم که هر کسی می‌تواند یاد بگیرد هوشمندانه‌تر، مؤثرتر و بدون مصدومیت بدود — و مهم‌تر از همه اینکه دویدن در خون همه ما انسان‌ها است. همه ما دونده متولد می‌شویم فارغ از نژاد، جنسیت، ترکیب بدنی و ... اما باید با علم و اصول آن را شروع کنیم تا به شکل ایمن و اصولی پیشرفت کنیم و احتمال آسیب را کاهش دهیم؛ اهدافی که دقیقا در این وبسایت دنبال می‌کنیم.

‫2 دیدگاه ها

  1. یکی از بهترین مقالاتی بودم که درباره دویدن خوندم. من همیشه جزو کسانی بودم که میگفتم شاید دویدن مناسب من نیست و من برای دویدن ساخته نشدم. ولی الان با خوندن این مقاله مطمئن شدم که من در شروع دویدن و نکات اون و … مشکل داشتم.

    ممنونم آقا سیروان برای این مقاله خوبتون. لطفا با قدرت ادامه بدین.

  2. 🙌 نه محمد جان. مشکل از دویدن نیست. مشکل از اینه دونده ها با علم دویدن و اصولش آشنا نیستن و بعد دویدن رو مقصر میدونن یا خودشون رو سرزنش میکنن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا